تبليغاتX
حس یک زن که غریبی می کند با خورشید








هر روز روي در يخچال، روي ميز آرايش،توي كفشم، روي شير دوش حمام،  براي خودم يادداشت مي گذارم:

زندگي كن



+ مهربانو شنبه 14 شهریور1388 2:18 |

فيلمنامه رو نوشتيم. در 5 نسخه تكثير مي كنم و مي فرستيم واسه شوراي توليد، تا خدا چه خواهد!

البت احتمالا نيمي از اين سران از تعجب ارائه فيلمنامه ي بنده سكته مغزي ميكنند و بدين ترتيب من نمي تونم بازم فيلم بسازم.

ولي اگه بشه احتمالا خودم سكته مي زنم. بسكه همه چيز يادم رفته


+ مهربانو شنبه 7 شهریور1388 2:40 |