۸ مارس روز بانوان مبارک! در همین حد٬ امروز زیادی گیر نمی دهیم!!
کتاب عطر سنبل، عطر کاج را خواندم!
الان دارم کتاب بادبادک باز را می خوانم، البته اگر بتوانید مهربانو را درحالی که یک دستمال به سرش بسته با شیشه پاکن و روزنامه و کتاب بادبادک باز پای پنجره تصور کنید، می فهیمد من چه لذتی از این کتاب می برم!!
چیزی که فعلا، در این کتاب آزارم داد و حسابی حالم را گرفت این جمله بود:
بابا بیدار نشد که نشد...![]()
نمی دونم چرا؟ اما خوب وقتی خوندمش احساس کردم یه مرد بی عرضه و نامردی مثه امیر واقعن بدبخت شده! اصلن نمی تونم امیر رو دوست داشته باشم، یه جورایی با قهرمان داستان سر ستیز دارم!
و اینکه، حالا مادرخانومی نمی گذارند بریم توی خیایان و امضاء جمع کنیم،خوب توی همین خراب شده که می شود کمی دوستان را به راه راست!!! هدایت نمود! نمی شود؟
هدایت شوید:![]()
من با هر چیزی کنار بیایم. هیچ رقمه این سنگسار توی کتم نمی رود که نمی رود. توی کتاب بادبادک باز هم یه نمونه را آورده و داخل فیلم من شاهد این خشونت بودم! واقعن چرا؟!
لینک ۱:تحليل فمينيستي مجازات سنگسار ( شادی صدر)
دو لینک دیگه هم بود که خودم برداشتمشون. حرفی هست؟!
مطلب جا مانده: راستش من کلا با نفس سنگسار مشکل دارم. اما خوب مشکل اصلی اینه که عمل سنگسار تحریف شده٬ اگر می بینید بزرگان اسلام در این مورد سکوت می کنند به خاطر این است که دستور العمل!!! سنگسار این نیست که این روزها اجرا می شود. تا جایی که من می دانم کسی که دیگری را سنگسار می کند باید کتابی زیر بغل خود بذاره و در فاصله معینی سنگ را به سمت گناهکار روانه کند!!! اما خوب خیلی ها دوست دارند سنگشان روی بدن مجرم مثل سنگ انداختن روی آب پرش داشته باشد!!!
خارج از بحث:
لینک ۴:متن سخنراني پروين اردلان به هنگام دريافت جايزه اولاف پالمه
بعدن: بادبادک باز را همین الان(ساعت ۷ - ۱۸/۱۲/۱۳۸۶ ) تمام کردم. انگار بار سنگینی را از روی دلم برداشتند. گلویم از بغض درد می کند. دوست دارم گریه کنم ولی نمی شود.
بعدن ۲ : فکر کنم اول باید بادبادک باز را می خواندم بعد برای رفع افسردگی می رفتم سراغ عطر سنبل٬ عطر کاج!
بعدن ۳: ای خدا لعنت کند این طالبان را.


دیروز هم کتاب کافکا در ساحل را تمام کردم، توی کتاب می توانی پرواز کنی، با گربه ها حرف بزنی، حتی با سنگ هم بحرفی!(من توی حرف زدن با آدماش موندم فکر کن!) کلن حال نمودیم با این کتاب، هم! بعداز ظهر دیروز که داشتم می رفتم انجمن یه لحظه خیال کردم گربه علاف سر کوچه یمان به من متلک انداخت!! آیا یعنی واقعن؟!
بعد از اینکه عطر سنبل، عطر کاج را تمام کردم می روم سراغ بادبادک باز! مامان الان دارد فیلمش را می بیند، همش اغفالم می کند منم ببینم اما تا کتابش را نخوانم فیلمش را نمی بینننننننننننم!
۱



