تبليغاتX
حس یک زن که غریبی می کند با خورشید






 

فرمانروايان ملك دل

 

الا اي دغل پيشه مردان ما

كه آزرده از جورتان جان ما

زنان را سپاريد چندي امور

مگر محنت از ما نمايند دور

به فرماندهي ملك را قابل اند

كه فرمانروايان ملك دل اند

ز مردان كشور اگر سر ني اند

به مردي كزين جمله كمتر ني اند

سزاوار تخت و كلاه است زن

كه بر ملك جان پادشاه است زن

 

   رهي معيري        

 

 

+ مهربانو جمعه 11 اسفند1385 14:4 |

خدايا يك لطفي كن...

به بنده هايت ياد بده اگر قراره دلي را بكشنن ديگر بعدش هي فرت فرت جلوي طرف ر‍‍ژه نرن و دلشو كباب نكنن؟ ok؟

 

+ مهربانو چهارشنبه 9 اسفند1385 15:17 |

بچه ها رو دیدی؟ دیدی از یه نفر فرار می کنن و خیلی زود با یکی دیگه انس می گیرن؟ دیدی چه جوری عاشقانه بهت نگاه می کنن یا بعضی اوقات ازت فرار می کنن؟...دیدی؟

   بچه ها اونقدر حسشون قویه که می تونن احساس کنن ...تو! امروز چقد بد بودی و چقد خوب!اونا می تونن توی چشمای هزار رنگ تو ببینن که تو واقعا کی هستی!!!

+ مهربانو سه شنبه 1 اسفند1385 21:27 |