گاهی با بعضی تبعیض ها که روبرو می شدم .خنده ام می گرفت و سرسرکی از کنارشان می گذشتم.می گذشتم و توجهی نمی کردم. اما تازگی ها فهمیدم همین تبعیض های به واقع کم اهمیت خود ریشه تمام مشکلاتی است که ما زنان داریم. تبعیض هایی که اگر اعتراض کنی اول از همه دوست کنار دستی خودت تو را محکوم می کند به اینکه: دیگر شورش را در آورده ایی!!!.
اما حقیقت این است همین تبعیض های کوچک که در خانه از طرف پدر و برادر،در محل کار از طرف رئیستان، و در اجتماع از طرف تمام افراد جامعه رخ می دهد باعث می شود به قول معروف آدم پوستش کلفت شود و ناخودآگاه به مسائل بزرگ تر هم بی توجه شود و بشود این وضعی که زنان ما دارند. اما باید این را بگویم اگر دادگاهی تشکیل دهیم، متهم ردیف اول خودِ ما هستیم، زنان جامعه! بی فایده است بخواهیم انکار کنیم و واقعیت را نفی کنیم.اگر کمی به اطرافتان نگاه کنید می بینید که این طور نیست.
این هم از همان مسئله کوچک و بی اهمیتی است که گفتم. اما نتیجه اش می شود عدم اعتماد به نفس زنان و کاهش سطح یادگیری آنها. در کل با نادیده گرفتن زنان در اجتماع ، مشکلاتی بزرگتر از حد تصور ما به وجود می آورد که بعضی هایشان غیر قابل جبران هستند!!! گرچه با حرف من تنها و حرص خوردنم کار به جایی نمی رسد. پس اینقدر نگویید چرا مطالبت اینقدر از حقوق زنان فاصله پیدا کرده است؟!
